Menu

خواب شیطانی

68-خواب-شیطان

دوش دیدم به خواب شیطان را

بر تن او نه شاخ بود و نه دُم

 

چون صنوبر بلند بالا بود

روی چون مِهر و ماه و چون انجم

 

دست و پایی ظریف و زیبا داشت

نه بر آن ناخنی بلند و نه سُم

 

گفت خواهی حشیش تا که کنی

عرش را سیر و تکیه بر طارم

 

گفتمش خیر، گفت باده ناب

که بمانده یک اربعین در خُم؟

 

گفتمش خیر گفت مهرویی

نازک اندام و شوخ از این مردُم

 

سینه برجسته همچو جام بلور

تن او گرم و نرم چون قاقُم؟

 

گفتمش خیر، گفت ساز و نئی

مطربی تا مگر کنی غم گُم

 

گفتمش خیر دور شو ز بَرَم

گفت لایعقلون بُکم صُمّ

 

تو یکی چوب خشک را مانی

حیف از آن سیب و خوشه ی گَندُم!

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *