Menu

مرا به نام صدا کن

مرا-به-نام-صدا-کن

به شکر آن که بهار آمده ست پنجره وا کن

فدای چشم تو گاهی نظر به خانه ی ما کن

 

به زیر پا نگر ای آن که رو به رویی و بالا

نگه به عاشق شب زنده دار سر به هوا کن

 

هوا خوشست به شکرانه ای که رفت زمستان

برهنه شو به کنار دریچه ناز و ادا کن

 

بگو به مادر خود عاجزم ز شدت گرم ا

اگر که داد زند دختر بزرگ حیا کن

 

مترس اینهمه از هایهوی مادر پیرت

چو سرو سرکش و آزاد باش و نشو و نما کن

 

شنیده ام نگذارد که موی خویش بپیچی

بگو تو نیز به موی سفید رنگ و حنا کن

 

به زیر سایه ی دیوار خانه ات چو گدایی

نشسته ام ترحم به حال زار گدا کن

 

برای آنکه رسانی مرا به رتبه ی شاهی

فکن دمی به سرم سایه پیروی ز هما کن

 

اگر که شعر «جلالی» کنار پنجره خوانی

چو می رسی به تخلّص مرا به نام صدا کن

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *