Menu

ساعت

30-ساعت

ای گورکَنِ زمانه ساعت

ای تالی موریانه ساعت

ای گاه شمار دور و دوران

ساییده زمانه را چو سوهان

ای موش جونده ی زمان ها

تغییر دهنده ی زمان ها

ای محور چرخ و چاه ایّام

پیچیده بر آن تناب هنگام

می گردی و این رسن شود باز

ای رشته به چاه تیرانداز

تو نبض تپنده ی زمانی

تغییر دهنده ی زمانی

چشم تو بود مدام بیدار

دستان تو دائمند در کار

این عقربه ی تو همچنان تیر

خار است به چشم و دیده ی دلگیر

در پیش نگاهم ای فسونکار

چون جغد نشسته ای به دیوار

هُشدار تو همچو بانک بوم است

در گوش دلم نوای شوم است

دست فنر تو چون زند زنگ

چون پُتک به مغز من زند دَنگ

آیم به در از هوای مستی

گیرم سر خویش را دو دستی

خواهم به در آیم از خماری

تا دست مگر زنم به کاری

افسوس که کرده دست مستی

بر چشم خرد دراز دستی

خواب خوش مستیم دراز است

افیون زمانه کارساز است

پند تو رود مدام در گوش

این گوش کَرَم کُنَد فراموش

ای ناصح بیقرار دلسوز

آموخته را دگر میاموز

پند تو اگر بجاست تلخ است

خاموش که حرف راست تلخ است

یزد ۱۳۶۹/۴/۳۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *