Menu

مفهوم هنر

34-مفهوم-هنر

ای زبان ها دست ها اندیشه ها

ای هنر را شاخ و برگ و ریشه ها

در جهان توفیق اگر یار شماست

از بیان و کار و افکار شماست

ای خداوندان فکر و هوش و رای

کشتی نطق و بیان را ناخدای

از من این حرف گران را بشنوید

گرچه این طنز است، آن را بشنوید:

آن چه را نامند مردم چشم و گوش

که بُوَد بر کلّه های پر خروش

این زمان سوراخ هایی بیش نیست

حسّ تشخیص اندر آن از پیش نیست

این جماعت را که با ما دَم خورند

هست چشم و گوش و کورند و کرند

اکثراً این هم زبانان الکَنَند

گر نشان خواهی به مانند منند

با چنین گُنگان و این کور و کران

از هنر گفتن بود کاری گران

ای که اهل ذوق و حالی و هنر

گر به حقّ خواهی که گردی مشتهر

چون نهال امروز در گل ریشه کن

بهر فردا فکر کن اندیشه کن

بهر فردا ای هنرمند جوان

خلق کن آثار و در پایش بمان

چشم و گوش و مغزهایی بعد از این

می شود باز و شکوفا در زمین

آن زمان آن چشم ها و گوش ها

صاحبان مغزها و هوش ها

هر چه را دارد اصالت در هنر

برگزینند از میان صد اثر

پس تو هم از بهر آن ارباب هوش

حالیا هر چند بتوانی، بکوش

آتش تبلیغ را خاموش کُن

پند مولاناست آن را گوش کن

(آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست)

عاشق و زحمتکش و پی گیر باش

از «جلالی» بشنو این: دل سیر باش

عشق و رنج و کوشش و خون جگر

این بود مفهوم اصلی هنر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *