Menu

ید حمرا

05-یَدِ-حَمرا

هشت روز پس از زلزله ی ارمنستان که در تاریخ ۱۹ / ۹ / ۱۳۶۷ روی داد رسانه های گروهی خبری پخش کردند که مادری با طفل سه ساله اش به مدّت ۸ روز زیر آوار زنده بوده و در این مدّت مادر طفلِ تشنه و گرسنه خود را با بریدن انگشتان خود و با خون خویش تغذیه می کرده است. همان شب تحت تأثیر این خبر قصیده ی زیر انشاء گردید.

 

دوباره دست قضا پشتِ چرخ چنبر کرد

به پا قیامت عُظمی نمود و محشرکرد

 

دوباره خامه نقّاش پیر چرخ کبود

بدهر نقش هراس آوری مصوّر کرد

 

دوباره دیو درونِ زمین تنوره کشید

دو پای خود ز گلیمِ خودش فراتر کرد

 

قضا نگر که به هم ریخت ساختار زمین

قدر نگر که قیامت، به ماه آذر کرد

 

زمان به حکم قضا باز بر صحیفه ی خاک

به دستِ زلزله انشاء حکم دیگر کرد

 

سه شهر مُعظم و آباد ارمنستان را

به خاک یکسان در آسیای خاور کرد

 

بکشت مردم بیچاره را و پیکرشان

به چند ثانیه در خاک و خون شناور کرد

 

سقوط سقف زنی را و طفل دل بندش

درون زاویه محصور و خاک بر سر کرد

 

مدام مادر بیچاره زیر آن آوار

کشید نعره و فریاد و پاره حنجر کرد

 

خروش کودک لب تشنه جان او بگداخت

تن فسرده او را بسان مجمر کرد

 

برای حفظ جگر گوشه اش ز خون جگر

به دست خویش خوراکی بر او میسّر کرد

 

به اشتیاق سرانگشت را برید و از آن

تهیه مائده طفل ماه منظر کرد

 

به هشت روز چنین روز و شب گذشت که تا

به دست آدمیان زیر خاک سربَر کرد

 

چو یافتند رهایی و چشم خویش گشود

به نور دیدهِ خود، دیده را منوّر کرد

 

خدای روی زمین مادر است بشناسش

که کار کار خدا بود و دستِ مادر کرد

 

که او نه با یَدِ بیضا که با یَد حَمرا

وَرای معجزه عیسیِ پیمبر کرد

 

زدیده اشک «جلالی» روان به دامن بود

که شرح واقعه بسرود و ثبت دفتر کرد

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *