Menu

دی ماه

09-دی-ماه

دِی، چنان قهرمان ز راه رسید

پشت پاییز را به خاک نهاد

سبزه را زرد کرد و بعد سپید

بار بر پشتِ تاک پیر نهاد

 

برف بارید و دشت و صحرا را

فرش سیمین بیکران گسترد

توری از نقره های برف کشید

بر سر و روی این عجوزهِ بَرد

 

شد به دهلیز لانه ی مور و بشد

شب نشینی و عیش او آغاز

بی نوا بلبل است در تردید

بهر روزی کجا کند پرواز

 

ماه دی در رسید و بهمن و برف

بر سر سرو باغ شد آوار

سرو برپاست سربلند و سفید

زاغ برجاست روسیاه و نزار

 

چند ماه دگر زند اسفند

دست ردّ را به سینه ی سرما

باز گردد بهار و فصل امید

می شود دشت سبز و روح افزا

 

باز بلبل صلا دهد گل را

آن که چندی به زیر بال بماند

رفت فصل شِتا، بهار دمید

روسیاهیش بر زغال بماند

 

یزد ۱۳۶۸/۱۰/۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *