Menu

به مناسبت ارتحال عارف و شاعر و روحانی گران قدر حجةالاسلام محمد علی صمصام (عالمی)

14-علی-صمصام

باز گرگ اجل کشیک کشان

حمله کرد و کشید خطّ نشان

 

باز گلچین روزگار بُرید

شاخه ی پر گُلی از این بستان

 

باز صیّاد جان شکارِ اجل

بی تأمل کشید تیر و کمان

 

پیکر عالمیِ نشانه گرفت

که به حقّ بود مظهر ایمان

 

(عالمی)این ادیب نیک نهاد

زین جهان رفت و شست دست از جان

 

آنکه مانند او به یزد نبود

رهروی در شریعت و عرفان

 

بود چون آب و خاک پاک ضمیر

پاکدل پاکباز و پاک زبان

 

خطّ او دلربا چو خال نگار

حالتش چون شکست زلف تبان

 

نثر او دلپذیر و گوشنواز

شعر او ساده همچو آب روان

 

واعظی بود بی ریا و به وعظ

گرم و خوش لهجه بود و خوش الحان

 

هنری مرد و شاعر و خطّاط

نیز حجّار و نقش برگردان

 

نقش بندی ظریف و سوزن کار

بر کلاه و لباس و بر دامان

 

قامتش همچو سرو بود بلند

از بزرگی به چهره داشت نشان

 

مرکبی راهوار داشت چو رخش

باد پیما و آتشین جولان

 

آخرالامر کرد خرقه تهی

جان به در برد و گوی از این میدان

 

سال تصعید او «جلالی» خواست

تا بماند مدام در اذهان

 

با یکی گفت در پی تاریخ:

رفت صمصام و شد ز ما پنهان

 

۱۴۰۸=۱+۱۴۰۷

 

سیصد و شصت و هفت بعد هزار

فروردین ماه و در مه شعبان

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *