Menu

چه کنیم؟

05--چه-کنیم

کنار جاده مرگ و حیات با دگران

ز پا فتاده و سرگشته ایم و دل نگران

 

سواره می گذرد خر سوار و می کوبند

به خاک سُم و سواری دهند خیلِ خران

 

به دهر قیمت دو شاب و دوغ یکسانست

چه کرد حضرت یعقوب با دگر پسران

 

به گرگ داده ندانم دهد به روز حساب

به صاحبش چه جوابی شبان گلّه چران

 

به سنگ حادثه بشکست هر دو پا و گرفت

سَرِ شکسته پی سرشکستگی، دَوران

 

دهانِ بستهِ ما را به سوزن تکفیر

بدوختند و بشد قفل لب مزید بر آن

 

نشسته ایم و بگویندمان که تند مرو

فتاده ایم و بگویندمان که تند مرآن

 

چگونه ناله کند دست و پا شکسته گنگ

چگونه حرف زند کام بسته با دگران

 

بر آن نفس که بود باقی و گلوگیر است

امید بسته «جلالی» و می کند گذران

 

یزد ۱۳۵۷/۷/۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *