Menu

طبع منظوم

06-طبع-منظوم

نظمی به متنِ زندگیِ عادی من است

ناشی ز طبع و خصلتِ بنیادی من است

 

این طبع من بُوَد اگر ایجاد می کند

نظمی، و گرنه طبع نه ایجادیِ من است

 

گیرد مدام صورتِ منظوم اگر کلام

تکلیف نیست رسم و ره عادی من است

 

آزاد فکر می کنم، آزاد نیستم

پندارم این نشانه آزادی من است

 

در شاهراه عشق و بشر دوستی و صلح

وجدان پاک پیش رو و هادی من است

 

آباد باد مزرعه تاک، تا خراب

سازد مرا که مایه آبادی من است

 

جان رَنگِ غم گرفته و می گفت با دلم

نور پیاله مایه دلشادی من است

 

شاگردِ کَس نبودم و این افتخار نیست

عیب است این و مانع استادی من است

 

باشد غدیر طبعِ «جلالی» به راه سیل

مضمون چو سیل رهسپر وادی من است

 

یزد سه شنبه ۱۳۶۶/۱۲/۱۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *