Menu

فعلِ حرام

07--فعلِ-حرام

باز آ به یزد و خون را میگون به جام ما بین

تصویر جام جم را در خشتِ خام ما بین

 

باز آ و در سرابش در زیر آفتابش

خاک بدون آبش سرسبز و رام ما بین

 

هر مشکلی به دنیاست آن را نمونه اینجاست

یعنی بیا و این جا دنیا به کام ما بین

 

هر چند بی نواییم خود را از آن رهاییم

ما خود گره گشاییم، حسن مرام ما بین

 

ما بنده سپاسیم فرزند بیل و داسیم

از کار کی هراسیم رمز قوام ما بین

 

سرشار از توکل بی زار از تجمل

با قدرت تحمّل سنگ تمام ما بین

 

ما وارث شکوهیم فرزند شیرکوهیم

پشت خم فلک را از پشتِ بام ما بین

 

هر جا روی در این دهر در هر دیار و هر شهر

یزدیست را از آن بهر جاوید نام ما بین

 

یابیم اگر مجالی داریم شور و حالی

با دفتر «جلالی» ، فعل حرام ما بین

 

یزد ۱۳۶۷/۱۰/۲۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *