Menu

غزل شماره ۲۶۵

261

۱- باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
۲- ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمّل بایدش
۳- رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟
کار ملک است آن که تدبیر و تأمّل بایدش
۴- تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکّل بایدش
۵- با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
۶- نازها زآن نرگس مستانه اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
۷- ساقیا در گردش ساغر تعلّل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
۸- کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکین چرا چندین تجمّل بایدش

 

معانی لغات غزل (۲۶۵)

 

پنچ روزی : اندک مدتی، کنایه از مدت زمان کوتاهی است.

باید : ضرور است، لازم است، بایسته است، (قید تأکید).

صبر بلبل : شکیبایی یک ساله بلبل .

بند : زندان .

رِنِد عالم سوز : رند وارسته از تعلقات دنیوی که پشت پا به امکانات این دنیا زده باشد و در اصطلاح عرفا رند کسی است که جمیع کثرات و تعیّنات را از خود دور کرده باشد ـ قلندر وارسته از جهان گذشته .

مصلحت بینی : مصلحت اندیشی، احتیاط کاری .

کارِ مُلک : کار مملکت، کشورداری .

تدبیر : سیاست، چاره اندیشی .

تأمّل : تفکّر، ژرف نگری .

طریقت : سیر و سلوک راه حق، راه و روش تزکیه نفس .

کافِری کردن : کفر است، بی ایمانی است، ناسپاسی است، توضیحاً در زبان فارسی با فتح (ف) متداول شده است .

توکّل : مشتق از وکالت به معنای واگذاشتن کار به طرف مورد اعتماد ـ تفویض امر به پروردگار .

جَعدِ سنبل : گلبرگ های مجعّد سنبل .

روی یاسمین : چهره سفید رنگ گل یاسمن .

مستانه : مست مانند، مثلِ مستان .

شوریده : پریشان حال .

تعلّل : بهانه آوردن، اهمال کردن، تأخیر کردن، دفع الوقت کردن .

دَور : نوبت، به گردش در آوردن .

تَسَلسُل : پی در پی .

دور تسلسل : ۱- حرکت پشت سَرِ هم و در اصطلاح منطقی ـ فلسفی حرکت پشت سر هم موضوعی که نقطه پایانی ندارد و تا بی نهایت تکرار می شود و این قضیّه باطلی است که مثال آن این است که آیا مرغ از تخم مرغ ایجاد شده است یا تخم مرغ از مرغ به وجود آمده است؟ و در شعر حافظ منظور گردش پی در پی جام شراب است نه معنای فلسفی این اصطلاح .

کیست حافظ : حافظ چه شخصیتی است؟ مگر حافظ چه کسی است؟ مگر حافظ چه شخصیتی است؟

تا ننوشد : که ننوشد .

تجمّل : تکلّف، جاه و جلال، آراستگی وضع ظاهری .

 

معانی ابیات غزل (۲۵۶)

 

۱) اگر باغبان بخواهد چند روزی با گل هم نشینی کند باید به مانند بلبل در برابر رنج و فراق شکیبا باشد .

۲) ای دل، دربند و زنجیر زلفش شِکوَه از آشفته حالی مکن. مرغ باهوش چون گرفتار دام شد باید بردباری را پیشه کند .

۳) رند وارسته خانمان برباد داده با صلاح اندیشی و احتیاط میانه یی ندارد . آن کار کشور داری است که به سیاست و چاره اندیشی نیاز دارد .

۴) در سیر و سلوک الی الله پشت گرم به پرهیزگاری و دانش بودن نشانه کفر و بی ایمانی است. سالک اگر واجد صد جور هنر و کمال هم باشد بایستی به عنایت پروردگار پشت گرم باشد .

۵) لذّت تماشای چنین زلف و چهره یی برآن کس که چشم به چهره گل یاسمن و چین و شکن گلبرگ های سنبل دارد حرام باد .

۶) تا این دل آشفته حال، نیاز وابستگی به چین و شکنِ آن زلف و کاکل را در خود حس می کند باید از آن چشم های مست، نازهای فراوانی را بکشد.

۷) ساقی، چقدر در به گردش درآوردن پیمانه اهمال می کنی. چون نوبت به عاشقان رسید بایستی پشت سر هم باده به پیمانه شان کرد .

۸) حافظ چه شخصیت مهمی! است که نبایستی باده را بدون ساز و آواز عود بنوشد! چرا یک عاشق مسکین بایستی تا این اندازه پای بند جاه و جلال و آراستگی ظاهری باشد؟

 

شرح ابیات غزل (۲۶۵)

 

وزن غزل : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر غزل : رمل مثمّن محذوف

 

*

 

این غزل، غزلی است به ظاهر با مضامین عاشقانه از شاعری چیره دست و موسقی دان که برای قوّالی یا آوازه خوان ها، در مجالس عیش و طرب ساخته و پرداحته شده است .

غزلی است هشت بیتی که مضامین آن یکدست نبوده و گرد چند موضوع دور می زند و همانطور که مشهود است در دو بیت نخست دلداری عاشق و تشویق او به صبر و پایداری در فراق معشوق به شعر کشیده شده ودر ابیات پنجم و ششم شاعر بار دیگر به تعریف معشوق خیالی می پردازد و در بیت هفتم ساقی را مخاطب و از او شراب طلبیده و بالاخره در مقطع غزل خطاب به خویش، باده نوشی بدون تشریفات را توصیه می کند .

همان طور که گفته شد منظور اصلی شاعر در سرودن اینگونه غزل ها که از مضامین عرفانی و ایهامات بالنسبه خالی است تهیه غزلی آهنگین برای خواندن با ساز و در محافل عیش و طرب است و برای این کار شاعر در انتخاب وزن و آهنگِ گوشنواز کلمات، به نحو احسن حُسن سلیقه به خرج می دهد .

معانی مستقل ابیات در غزل هایی که به منظور سرود و با آهنگ موسیقی به گوش می رسد این امتیاز را دارد که در نفوذ و تأثیر مضامین در دل ها اثری بس شگرف دارد و از آنجایی که حافظ خود اهل موسیقی و آواز بوده است، کاملاً به این ریزه کاری ها آشنا و مسلّط بوده و تا به امروز غزلهایش تازگی و طراوت خود را حفظ نموده و خوانندگان در انتخاب آن درنگ جایز نمی شمارند . * * *

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *