Menu

غزل شماره ۳۶۳

358

۱- ما برآریم شبی دست و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
۲- دل بیمار، شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سرآریم و دوایی بکنیم
۳- آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
۴- خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
۵- مدد از خاطر رندان طلب ای دل ورنه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
۶- در ره نفس کزو سینه ما بتکده شد
تیر آهی بگشاییم و غزایی بکنیم
۷- سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم
۸- دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

 

معانی لغات غزل (۳۶۳)

 

دست برآریم : دست بلند کنیم .

دعا : فرا خواندن، خواهانی به سوی خدا و در عرف علمای دین: طلب با اظهار خضوع .

شد از دست : از دست رفت .

جرم : گناه .

به تیغم زد : به تیغ جفا مرا از خود رنجانید .

خدا را : از برای خدا .

صفا : صلح و آشتی .

بیخ : ریشه .

طرب : شادی و خوشی در اثر باده نوشی .

نشو و نما : رشد و نموّ .

خاطر : آنچه به قلب خطور کند .

خاطر رندان : مکنونات قلبی رندان و آزاد اندیشان، ضمیر باطن آزادگان .

صعب : مشکل .

طایر : پرنده .

حوصله : چینه دان مرغ .

طایر کم حوصله : مرغ با چینه دان کوچک، کنایه از مرغ کوچک و حقیر .

میمون : مبارک .

هما : مرغی افسانه یی که خوراکش استخوان است و سایه اش بر سر هر کسی بیفتد او به سلطنت و فرمانروایی رسد .

پرده : حجاب، آهنگ موسیقی .

دلم از پرده به شد : دلم از پرده بیرون افتاد؛ دلم در اثر بی تابی از جای خود در رفت ، دلم از آهنگ منظّم خود خارج شد .

خوش گوی : نغز گفتار .

قول و غزل : تصانیف در گذشته از دو بخش یکی قول که از ترانه و گفتار و اشعار عربی و دیگر از غزل که از اشعار فارسی ساخته می شده، تشکیل می شده است .

ساز نوایی بکنیم : نوایی ساز کنیم .

 

معانی ابیات غزل (۳۶۳)

 

۱) ما یک شب دست دعا به درگاه خدا بلند کرده و اندوه دوری تو را به نحوی چاره جویی می کنیم .
۲) دل بیمارم از دست رفت. دوستان کمک کنید تا برایش طبیبی آورده او را مداوا کنیم .
۳) آن که بی سبب و بدون گناه از من رنجیده خاطر شده و با تیغ جفا مرا بیازرد و رفت، از برای خدا او را برگردانید تا با هم آشتی کنیم .
۴) ریشه سرخوشی و شادابی خشکید. راه میخانه کدام است تا در آب و هوای مساعد آن نشو و نما کنیم .
۵) ای دل از ضمیر باطن آزادگان کمک بگیر وگرنه کار سختی در پیش رو داریم مبادا که خطایی از ما سر بزند .
۶) به سوی خواهش های نفسانی که در راه برآوردنِ آن دلِ ما مانند بتکده یی پر از عقاید نادرست شد، باید تیر آهی رها کرده و پیکار مقدسی را آغاز کنیم .
۷) سایه کم ظرفیّت مرغ نحیف، مفید واقع نمی شود. باید به دنبال سایه خجسته و مبارکِ مرغ همایی باشیم .
۸) دلم ملول و بی تاب شد . حافظ خوش آواز کجاست تا با ترانه و غزل او نوایی ساز کنیم .

 

شرح ابیات غزل (۳۶۳)

 

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات

بحر غزل : رمل مثمّن مخبون مقصور

 

*

این غزل در زمان استقرار حکومت امیر مبارزالدّین و پیش از آنکه شاه ابواسحاق گرفتار و مقتول شود سروده شده است .

شاید این دوره از سخت ترین ایام زندگی حافظ بوده باشد زیرا نه تنها مورد بی مهری حاکم وقت بلکه در اوج تنگدستی و مضیقه بوده است. در این زمان حافظ هنوز به امید مراجعت شاه اینجو و باز پس گیری شیراز توسط او از دست امیر مبارزالدّین بوده و به همین سبب در مطلع این غزل برای بازگشت او دعا می کند و آرزوی برگشت او را دارد . شاعر در بیت چهارم از بستن در میخانه ها و قدغن کردن شراب فروشی ها ناله سر داده و در دل آرزوی بازگشت آب رفته از جوی را دارد . در بیت پنجم شاعر اشاره به اقداماتی به نفع شاه ابواسحاق و تسلّط مجدّد او کرده و در این راه از آزادمردان و آزاد اندیشانی چون خود طلب استمداد کرده می گوید: کار بسیار خطیری است و در کمال احتیاط و مآل اندیشی بایستی انجام شود وگرنه ممکن است سرمان را بر باد بدهیم. این پیش بینی حافظ و احتیاط او در مبارزه پشت پرده با سر دودمان آل مظفّر کاملاً وارد و به جا بوده زیرا امیر مبارزالدّین بر خلاف شاه ابواسحاق مردی جنگی و حیله گر و محتاط بود . به همین سبب است که شاعر در بیت ششم نومیدانه می گوید از ابواسحاق ضعیف کاری ساخته نیست و بایستی به دنبال یک مرد میدان دیگری گشت تا بتواند بر اوضاع مسلّط شود .

 

از آنجایی که امیرمبارز الدّین به سبب جنگی که با طایفه و قبایل اوغانی و جرمائی که از قبایل مغول بوده و به بت پرستی مشهور بودند کرده و بر آن ها مسلّط شده بود، محاربه خود را جهاد دانسته و خود را شاه غازی می نامید. بدین سبب شاعر در بیت ششم این غزل به این موضوع اشاره کرده و مایل است بر عیله نفس امّاره که سینه او را بتکده کرده غزائی و جهادی به راه بیندازد و این اشاره ای است به جنگ های یاد شده امیر مبارزالدّین با طایفه اوغانی و لازم به توضیح است که جنگ با اوغانیان در سال ۷۴۹ هجری و به سرکردگی شاه شجاع جوان ولیعهد ۱۷ ساله امیر مبارزالدین صورت گرفته است و چندین مرتبه این حملات صورت گرفت تا به شکست نهایی این طایفه منجر شد .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *