Menu

غزل شماره ۱۲۵

124

۱- بیا که تُرک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
۲- ثواب روزه و حجِ قبول آنکس برد
که خاکِ میکده ی عشق را زیارت کرد
۳- مقامِ اصلی ما گوشه خرابات است
خداش خیر دهاد آنکه این عمارت کرد
۴- بهای باده چون لعل چیست؟ جوهر عقل
بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد
۵- نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
۶- فغان که نرگس جمّاش شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان از سر حقارت کرد
۷- به روی یار نظر کن ز دیده منّت دار
که کار دیده، نظر از سر بصارت کرد
۸- حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

 

معانی ابیات غزل (۱۲۵)

 

تُرک فلک :تاتار فلک ، تاتارهای چپاولگر فلک، کنایه از قوم وحشی مغول که از ترکهای تاتار بودند و در اینجا اضافه تشبیهی است که فلک به ترک یعنی تاتار مغول تشبیه شده که قومی غارتگر بودند ( رجوع شود به ص ۱۲۸ زیر کلمه یغما.)

خوان روزه: سفره طعام روزه .

هلال عید به دور قدح اشارت کرد: نیم دایره ماه نو عید رمضان و روز اول شوال به نیم دایره و لبه قدح شراب اشاره و یادآوری کرد.

ثواب: پاداش ، جزا.

حج قبول:حج مورد قبول ، زیارت مقبول خانه خدا

که خاک میکده عشق را زیارت کرد:که عاشق بود و راه عشق گام نهاد.

مقام: جایگاه اقامت.

باده چون لعل:باده و شراب قرمز .

جوهر عقل:عقل خالص، چکیده عقل.

خم آن ابروان محرابی :انحنای محراب مانند آن ابروان

محراب: جایگاه نماز امام جماعت که سقف آن قوس دار و به شگل کمان و نیم دایره است .

جمّاش: فریبکار ،افسونگر ، شوخ و دلربا، صاحب نگاه شماتتگر .

کاردیده : مجرب ، کارآزموده

بصارت:بینش ، نگاهی از دیدگاه معرفت به جمال و پی بردن به آفریننده زیباییها.

صنعت: هنر.

عبارت : بیان جمله های ادا شده در سخنرانی.

 

معانی ابیات غزل ۱۲۵

 

(۱) بیا فلک یغما گر چون ترکی غارتگر خوان گسترده روزه را غارت کرد و ماه نو که به لبه نیم دایره قدح شباهت دارد، قدح شراب را یادآوری نمود.

(۲) کسی که خاک میکده عشق را زیارت کرد ( به خاکبوسی آستانه عشق روی ارادت بر زمین نهاد) ثواب روزه و وقبول زیارت خانه خدارا نصیب خود ساخت.

(۳) جایگاه همیشگی ما در گوشه خرابات است. خداوند به کسی که این بنا بر پا کرد پاداش نیک عطا فرماید.

(۴) بهای شراب سرخ فام ، گوهر عقل است . بدانکه هر کس ، چنین داد وستدی کرد سود برد.

(۵) کسی می تواند در برای آن ابروان محرابی شکل نماز گزارد که با خون جگر وضو گرفته و تطهیر کرده باشد.

(۶) فریاد که نگاه چشمان فربیکار و شماتتگر شیخ شهر، امروز از روی حقارت و تحقیر به باده نوشان نگریست.

(۷) به روی زیبای یار نگاه کن و از دیدگان خود سپاسگزار باش که هر مجرب کار آزموده ،از دیدگاه معرفت به هر چیزی نگاه می کند.

(۸)شرح و وصف عشق را از زبان حافظ بشنو نه از بیان واعظ . هر چند که در جمله سازی و عبارت پردازی کوشش بسیار به کار گیرد.

 

شرح ابیات غزل(۱۲۵)

 

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان

بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم مُسبغ

 

*

 

از آنجایی که شاعر یکرنگ و بی ریای دور و زمان ، حافظ همیشه بر سر عقیده خود پای می فشارد و در هر فرصت مناسب به دفاع از نظریه خود یعنی عشق و دلدادگی و باده نوشی و نظر بازی و احتزاز از ریا کاری و دروغگویی می پردازد ، برای او یکی از این فرصتهای مناسب ، همه ساله روز عید فطر و پایان ماه رمضان است. حافظ در جای دیگر می فرماید:

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

دَر دِه قدح که موسوم ناموس ونام رفت

 

به نظر می رسد که در یکی از شبهای عید رمضان در زمان حکومت شاه شجاع و به هنگامی که دشمنان تنگ نظر بر علیه او در نزد شاه بدگویی می کرده اند حافظ با کمال شجاعت این غزل را در تأیید نظریه اشراقی و عرفانی خود سروده و در بیت مقطع اشارتی و کنایتی به شاه شجاع دارد که به حرفهای من گوش فرا دار نه حرفهای به ظاهر آراسته واعظ ظاهر الصلاح که حرفهای خود را به عبارات دلسوزانه با تو در میان می نهد .

 

تصور این نویسنده براین است که منظور حافظ در این بیت از ذکر کلمه واعظ تورانشاه وزیر باشد زیرا این او بود که با همه دوستی که با حافظ داشت به خاطر حفظ مصالح حکومت و به حکم مسئولیت شغلی ، شاه شجاع را به ترک رویه مشروب خواری علنی و بی اعتنایی به صاحبان شریعت وا داشت . حافظ در یکی دو مورد نیز همین گلایه را با آوردن کلمه واعظ مطرح و از شاه شجاع می خواهد که به راهنماییهای تورانشاه اعتنایی نداشته باشد. پیشنهادی که صورت عمل به خود نگرفت و النّهایه منجر به تبعید حافظ شد.

۳ دیدگاه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *