شنیدم ماهی ای در واپسین دم به قلّابی بگاه تاب دیدن به گوش ماهی آزاد می گفت نخواهی گر به لب خوناب دیدن و یا خفتن به روی خاکِ ساحل به چشم باز خواب آب دیدن به چشم خویش گو تا یاد گیرد ندیدن طعمه و قلّاب دیدن یزد سه شنبه ۱۳۶۶/۷/۲۸