در خدا سال پیش زیر زمین
خفته ای خفته بود و زنده نبود
تا که نوبت رسید و شد بیدار
آمد انسانی از عدم به وجود
چند سالی گذشت و این انسان!
شد ز دنیا و زندگانی سیر
رفت بار دگر به زیر زمین
خفت آرام و شد بی خاک اسیر
باز گویا نشسته در نوبت
تا به جای نخست برگردد
بازگردد اگر به فرض محال
از خریّت به شکل خر گردد
یزد پنج شنبه ۱۳۶۷/۸/۱۸
