به گیتی دو تن را پرستنده ام
پس از آفریننده تا زنده ام
که با دست این هر دوام جسم و جان
شکوفا و پرورده شد در جهان
اگر مادر از شیره جان و دل
بپرورد و در بردم از آب و گل
معلّم دو چشم مرا باز کرد
به دانش به گیتی سرافراز کرد
معلّم مرا ساخت تا در جهان
شوم فرد سازنده قهرمان
من این هر دو را تا به تن جان بُوَد
پرستم که این رسم ایمان بود
یزد ۱۳۷۲/۲/۳۰
