| ۱- | اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد |
| ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد | |
| ۲- | وگر به رهگذری یک دم از هواداری |
| چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد | |
| ۳- | وگر کُنم طلب نیم بوسه، صد افسوس |
| ز حقّه دهنش چون شِکّر فرو ریزد | |
| ۴- | من آن فریب که در نرگس تو می بینم |
| بس آبِ روی که با خاک ره برآمیزد | |
| ۵- | فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست |
| کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد | |
| ۶- | تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز |
| هزار بازی ازین طرفه تر برانگیزد | |
| ۷- | بر آستانه ی تسلیم سر بِنِه حافظ |
| که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد | |
معانی لغات غزل(۱۴۹)
پی: دنبال.
طلب: خواستن، جستن.
به کینه برخیزد: درصدد کینه توزی برآید، انتقام جویی کند.
افسوس: سرزنش، اظهار تأسف از ناکامی.
حُقّه: ظرف کوچک محل نگهداری جواهرات گرانبها، نیرنگ.
حُقّه دهن: به خاطر وجود دندانهای مروارید مانند دهان به حقه تشبیه شده است.
فریب: گول زدن ،اغواگری
نرگس: در اینجا کنایه از چشم است.
فرازو نشیب: فراز ونشیب، بلندی و پستی.
عمر خواه: طول عمر طلب کن.
شعبده باز: تردست ، چشم بندی ، نیرنگ باز.
طرفه تر: شگفت آورتر.
ستیزه: لج بازی ، گردنکشی، ناسازگاری.
معانی ابیات غزل(۱۴۹)
(۱)اگر به دنبال او بروم آشوب بر پا می کندو اگر از او دست بردارم به کینه توزی می پردازد.
(۲) و اگر در رهگذاری از راه و رسم وفاداری چون گردِ راه به دنبال او بیفتم، با سرعت باد فرار می کند.
(۳)و گر از او نیم بوسه در خواست کنم صد گونه نیشخند از لبهای چون شکرش نثارم می کند .
(۴) من آن فریبندگی که در چشم تو می بینم ، می بینم که چه بسیار آشک و آبروی مردم بر خاک راه خواهد ریخت.
(۵) نا همواریهای بیابان عشق برای عاشق ، بلا خیز و خطرناک است. کجاست آن عاشق دلداری که از این دام بلا نترسیده و راه را طی کند .
(۶) طول عمر طلب کن و شکیبا باش تا بنگری که فلک نیرنگ باز هزار نقش شگفت آور تر از این پدید می آورد .
(۷) حافظ سر تسلیم بر درگاه قسمت و رویداد ها فرود آور ، چه هر گاه ناسازگاری کنی ، روزگار نیز با تو از در ستیزه در می آید.
شرح ابیات غزل(۱۴۹)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون اصلم
*
عراقی :
چنین که غمزه تو خون خلق می ریزد
عجب نباشد اگر رستخیز انگیزد
به احتمال قوی ، شاعر این غزل را به استقبال غزل فخر الدین عراقی و مضامین دلنشین تری سروده است و نه از سوز دل و فرط عشق بلکه به منظور هنر نمایی چنین مضامین تازه و رویداد گونه را در مکتب وقوع در قالب غزل ریخته است . باید گفت که اولین جوانه های مکتب وقوع و اولین نشانه های سبک اصفهانی را می توان در خلال اشعار حافظ یافت . سبب انتشار و شهرت غزلهای حافظ در زمان حیات او یکی هم خلق مضامینی است که رویداد گونه هر روز عاشقی با آن روبروست اما کمتر شاعری بدان توجه داشته است تا به نحو مطلوب باز گو کند.
به عنوان مثال حافظ در بیت دوم می گوید : هر وقت در رهگذر او را می بینم و چند قدم به دنبالش می روم مثل باد وبرق می گریزد. این ظاهر مضمون پیش پا افتاده یی به نظر می رسد اما چنین نیست . راز موفقیت حافظ در همین است که این رویداد را به صورتی قابل قبول و دلپسند می سراید و به دل مشتاقان و آرزومندان می نشاند.
در باره تشبیه دهان به حقّه که حافظ در بیت سوم بدان مبادرت ورزیده قبلاً نظامی در مخزن الاسرار چنین بیان نموده است.
بسته چون حقّه به دهن مهره وار
راهگذر مانده یکی مهره دار
منتها حافظ چنان این تشبیه را به کار برده که هم از آن معنای جعبه جواهر به مناسبت وجود مروارید های دندان در دهان مستفاد می شود و هم معنای دیگر کلمه حقّه ایهام وار به می نشیند و معنای دهان حقّه باز فریبنده یی که نیشخند و تمسخر تحویل می دهد مستفاد می شود .
