…
کنار بسترم از نثر و شعر اوراقی ست
نخورده باده دوشینه همچنان باقی ست
به میل همره صبحانه باز، می نوشم:
هر آنچه مانده ز دوشینه باده از ساقی ست
نه از طریقت جبر است باده نوشیدن:
به حسب عادت دیرینه و ز مشتاقی ست
طبیب گفت که با اعتدال صرف شراب:
ز تن برنده چرپی و دشمن چاقی ست
مَیاد گفت که سخت است و سرسری گیری:
که این عذاب به هر روز و مشکل شاقی ست
بدانکه خوردن بسیار بس مُضّر باشد
برای حفظ بدن اعتدال، ارفاقی ست
خورد به رغبت ته مانده های ساغر را
به راستی که (جلالی) عجیب نَطاقی ست
یزد ـ سه شنبه ۹۹/۹/۱۸