Menu

دلبر کاشی

ای دلبر افسونگر کاشی:
ای آنکه زیباروی و بَشّاشی:

 

خواهم ز راه دور پیداشی
آئی به یزد و در بَرَم باشی

تا دیده چشمم موی و روئی را:
نادیده چون تو روی و موئی را

 

چون عطر مویت هیچ بوئی را:
نشنیده از گل، آنچه می پاشی

در زیر پایت سر نهم ای گل:
تا بگذری از روی آن چون پُل

 

گر دیگری گُسترده فرشی، قُل:
در زیر پاهایِ تو فَراشّی؟

خواهم زتو تا بهر دیدارم:
ای دلبر افسونگر ای یارَم

 

خم گشته و بینی ( جلالی) را:
ای راست قامت ، پا ز برپا شی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *