Menu

انتخاب مُصاحِب

به یک عارف، به جمعی عَهد بستم
برفتم در کنار او نشستم

 

به یُمنِ استماعَش شد تحول:
به فکر و ذکر و در افکار پَستم

 

گُزیدن در نشستن ها مُصاحِب:
از آن پَس آمد از این ره به دستم:

 

که تا افرادِ عارف بر گزینم:
لذا از فرقه ناباب رَستم

 

ز دانایان مصاحب بر گزیدن:
شدم کار و (جلالی) نازِ شَستم

 

یزد ـ ۹۹/۹/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *