Menu

خورشید بامداد

زنند چهچه به گلزار اگر هَزار هَزار:
مراست آرزوی چهچهه نو در گلزار

 

شدست خیره به دیدار ماه روی تو ماه:
دو دیده ام، که بود چهره مطلع الانوار

 

مرا هر آینه خورشید بامداد توئی
که باز میکنم از بهر دیدنت دیدار

 

چو بنگرم رخ زیبای خنده روی تو را:
شوم ز شوق و شعف پر، ز خوشدلی سرشار

 

مباد آنکه ز من روی خود بگردانی
که از غم تو شَوَم با هزار درد دچار

 

بمیرم و بنویسند: اینکه خفته به گور:
شهید و کشته عشق است، روی سنگ مزار

 

برای شادی روح (جلالی) مرحوم:
بلند فاتحه خوانید یا اولوالابصار

 

یزد ـ یکشنبه ۹۹/۹/۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *