…
سینه از تیغ ستم زخم است، درمانگر کجاست؟
چهره از اخم است درهم، مرهم دلبر کجاست
بخت بدبین تا شُدم پامال خوبان در حَیات
زیر پا هرگز نفهمیدم که پا و سر کجاست
زیر پا نتوانم از محنت گشایم دیده را:
تا به بینم دلبرم، آن یار و آن یاور کجاست
او کجا مشغول طنازّی و شور و شادی است؟
از چه سو می آید آوا؟ جای شور و شر کجاست
آه اگر دلبر بود مشغول صحبت با رقیب!
بر سرش بانگ بلند پتک آهنگر کجاست
کشتی جان گشته در دریای نکبت چار موج
نیست معلومم بهین وضعیت لنگر کجاست
گر (جلالی) جای دلبر را نمیدانی، نَدان
سعی کن دانی که جای باده و ساغر کجاست
یزد ـ پنج شنبه ۹۹/۷/۱۰