Menu

دختر همسایه

دلم ربوده نگار بلند بالائی
که در جوار اخیراً نموده مأوائی

 

نداده دست هنوزم تماس و خوشحالم:
که این مجاورتش داده است خوش پائی

 

گل جمال چو ماهش که دائماً باز است:
بود به عین گل یاس، چون سَمن سائی

 

سخن درست بگویم، ندیده تا امروز:
میان اینهمه دختر، شبیه و هَمتائی

 

به بازدید بسی شهرها که داشته ام:
چو او ندیده و با کَس نکرده سودائی

 

به کار دختر همسایه مانده ام حیران
چگونه کرده چنین باز در دلم جائی

 

(جلالی) است دعاگویتان دعاش کنید
که مستحق دعای شماست: شیدائی

 

یزد ـ دوشنبه ۹۹/۷/۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *