…
شکیب و صبر بر اندام همچو پا و سرند
دو دوستان قدیمند و عامل ظفرند
به بوستان ادب، بر نهال و بر هر شاخ:
به عین میوه خوش آب و رنگ و برگ و برند
به جسم و جان ادب دوستان چو مرغ هما
مثال صبر و شکیبند و همچو بال و پَرَند
چو شاهراه تکامل، چو جویبار روان:
مسیر یکسره هموار و صاف و خشک و تَرَند
شکیب و صبر به مانند دوستان قدیم:
چنان دو مرغ به پرواز گرد بام و دَرَند
تذکری دَهَمَت، ایندو دوستان قدیم:
گُمان مَبَر که به دنبال مال و سیم و زَرَند:
به دیده های (جلالی) چو شمع تابانی:
فروغ صبر و ظفر، ایندو نور شعله وَرَند
یزد ـ ۹۹/۷/۵