…
به تَن توان منی، جان من، چو جان منی
بیا که زنده کنی مرده را، روانِ مَنی
مرا ز دوری خود ای عزیز پیر مکن
برم نشین که جوانی و نوجوان مَنی
بیا که بانگ هزار از تو بشنوم زیرا:
به مرغزار نظر مرغ نغمه خوانِ مَنی
نشین و خاطره های گذشته را تعریف:
نما که باورم اینَست، نکته دان مَنی
بلی، تو ای گل گلزار معرفت، جانا:
به تن چو جانی و در باغ دل نشان منی
بر این عقیده ام از بیم گرگ هجر و فراق:
به کشتزار حیاتم چنان شبان منی
(جلالی)تَ به نوای بلند میگوید:
تو باعث عدم ناله و فُغان منی
یزد ـ سه شنبه ۹۹/۷/۱