Menu

همسر وآلا

در بر همسر ز وصل سیر نگشتم
بود بهشت برین و پیر نگشتم

 

داد ز لطفش مدام اجر امورم
خادم او بودم و اجیر نگشتم

 

شکر که در بزم دیر همسر محبوب:
گرد سرش گشته زود و دیر نگشتم

 

هیچ زمان ادعای فضل نکردم
گِرد تکبر در این مسیر نگشتم

 

کرد اگر گاه کم محلی و طردم
چشم بر آن بستم و حقیر نگشتم

 

الغرض این همسرم عزیزترین بود
در کم و کسرش بهانه گیر نگشتم

 

در بَرِ همسر که بود عشق (جلالی)
آمِر و فرمانده و اَمیر نگشتم

 

یزد ـ ۹۹/۳/۲۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *