Menu

گرفتارِ بیماری

چندیست مریضم و گرفتار به بستر
از ریزش ادرار شود بسترِ ما تَر

 

نه پای که خیزم ز جا تا بنمائیم
در جای خود ادرار چو یک عاجزِ مضطر

 

نه نیروی کافی که ز برخاستن از جای
در خارج بستر شود ادرار مُکرَر

 

پیری به خداوند قَسَم رنج و عذاب است
رنجی که زِ ادرار مشام است مُعَطر!

 

با اینهمه، هرگز ننمائیم طلب مرگ
زیرا شود این مرگ به نابودی مُنجَر

 

این دهر ستمکار مرا باز نَیارَد
بندد ز حیات ابدی بر رویِ ما، دَر

 

زین روی (جلالی)، ز خدا خواه سلامت
تا وارَهی از ریزش ادرار و از آن شَرّ

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۳/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *