Menu

خروس سیاستمدار

میزد خروس خانه نوکَش را به روی طاس
می کرد با صدای وقیحانه قط قطاس

 

از داد و قال من که گهی میزدم نبود
او را به هیچوجه از این قال ها هراس

 

میکوفت بی حساب نوکش را به سطل آب
نوکی که بود منحنی و تیز همچو داس

 

میکرد لوس گاه به لحن و صدای نرم
خود را و بود جمع ورا کاملاً حواس

 

با مرغهایی خانه سر لطف بود و دوست
گه با جماع رابطه را نیک داشت پاس

 

حَقّا که این خروس سیاستمدار بود
گه با وقار بود و گَهی بود لوس و لاس

 

اینگونه بود حالت این مرغ تاجدار
دارد به حق (جلالی) از این داشتنِ سپاس

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۳/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *