Menu

لَبِ خَلا

لَبِ خَلاست از آن بوسَه زَن به باسَن ها:
که یافته ست بهین جایگاه در تَن ها

 

ضرورت است تشکر از او، از آنکه لَبَش:
نکرده بوسه و دستی به گرد گَردن ها

 

خَلای خانه بهین دوست است بَهر همه
بَغَل نشین بود و نیست همچو دشمن ها

 

چنانکه بوسه زند او به هر زَنِ رَعنا
همان طریق زَنَد او به مَردِ اَرعَن ها

 

ز بعد غائطِ هر فرد و سر سَبُک کَردَن
ز گَند پُر کُنَد او خانه ـ کوی و بَرزن ها

 

خدا کُنَد نَکُنَد دسته را اگر دارد
درون هاون کَس در خلا، به هاوَن ها

 

چه خوب بود (جلالی) تو را زبان به دهان
نبود ناطق و بودی به سان اَلکَن ها

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *