| ۱- | غلام نرگسِ مستِ تو تاجدارانند |
| خراب باده لعل تو هوشیارانند | |
| ۲- | ترا صبا و مرا آب دیده شُد غمّاز |
| وگر نه عاشق و معشوق رازدارانند | |
| ۳- | ز زیر زُلف دوتا چون گذر کنی بنگر |
| که از یمین و یسارت چه بی قرارانند | |
| ۴- | گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و به بین |
| که از تطاول زلفت چه سوگوارانند | |
| ۵- | نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو |
| که مستحقّ کرامت گناهکارانند | |
| ۶- | نه من بر آن گُل عارض غزل سرایم و بس |
| که عَندلیب تو از هر طرف هزارانند | |
| ۷- | تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من |
| پیاده میروم و همرهان سوارانند | |
| ۸- | بیا به میکده و چهره ارغوانی کُن |
| مرو به صومعه کان جا سیاهکارانند | |
| ۹- | خلاص، حافظ از آن زلف تابدار مباد |
| که بستگان کمند تو رستگارانند | |
معاني لغات غزل(۱۸۶)
نرگس: ( استعاره) چشم معشوق ، چشم خماري .
تاجداران:شاهان، آنان كه كلاه دوازده ترك درويشان را كه تاج نام دارد بر سر مي گذارند، كنايه از صوفيان .
خراب: مست ، مست از پاي در آمده .
لعل: ( استعاره) از لب معشوق
هوشياران: غير مستان، بيداران و آگاهان .
غماز:خبر چين، نمّام ، سخن چين.
زلف دوتا: موي سر كه به دوقسمت به يكطرف صورت راست وچپ فرو افتاده باشد، زلف خميده كه به دوطرف صورت به پايين ريخته شده باشد.
يمين :جانب راست
يسار: جانب چپ
تطاول:تجاوز، گردن كشي كردن، دراز دستي ، ظلم وجور و تعدّي ، تصرف ناحق.
كرامت:بخشش.
عارض:چهره .
هزارانند :هزاران نفرند.
پي خجسته : خجسته پي ، مبارك قدم ، فرّخ پي.
صومعه:ديرراهب و در اينجا كنايه از خانقاه است.
سياه كاران :بدكاران،ر ستمكاران، گناهكاران
خلاص:آزاد ، رها شده.
معاني ابيات غزل(۱۸۶)
(۱) تاجداران شايسته اينند كه غلام چشم مست و خماري تو باشند و مردم هوشيار اين شايستگي را دارند كه از شراب لب لعل مانند تو مست و خراب مي شوند.
(۲) باد صبا ( با پراكندن بوي زلفت) درباره تو خبر چيني كرد و من را اشك چشم رسوا ساخت و گرنه عاشق و معشوق راز نگهدار يكديگرند .
(۳) آنگاه كه زير خرمن زلف دو طرفه خود گذر مي كني، نگاه ( به دو طرف خود) بينداز و ببين كه چگونه از طرف راست و چپ تو مردم ، برايت بي قراري مي كنند.
(۴) مانند نسيم صبا بر بنفشه زار بگذر تا بنگري كه از تعدي و تجاوز زلف تو تا چه حد سوگواراني سر بر زانو دارند.
(۵) اي خداشناس ! دست از من بدار و بدان كه بهشت قسمت ماست و اين گناهكارانند كه استحقاق بخشش خداوند را دارا هستند .
(۶) نه تنها من به شوق گل چهره تو غزلسرايي مي كنم كه از هر طرف كه بنگري هزاران بلبل نغمه خوان تواند .
(۷) اي خضر مبارك قدم تو مرا دستگيري و ياوري كن كه من پياده مي روم . همراهان سواره اند.
(۸) به ميخانه سري بزن و با نوشيدن شراب صورت خود را گلگون كن به خانقاه پا مگذار كه آنجا تباهكاراني چند گرد هم جمعند .
(۹) خدا كند كه حافظ از آن زلف پر پيچ وتاب رهايي نیابد، چرا كه آنهايي كه در كمند تو بسته و اسيرند رستگاران واقع اند.
شرح ابيات غزل(۱۸۶)
وزن غزل مفاعل فعلاتن مفاعلن فع لان
بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون اصلم مُسبغ
*
اوحدي:
قلندرانِ تهي سر ، كلاه دارانند
به ترك يار بگفتند و بردبارانند
*
اين غزل يكي از چند غزل خالص و عاشقانه حافظ است اما از آنجاكه اين شاعر آزاده و صريح اللّهجه در هيچ دوره از زندگاني پر دغدغه خود از دست حاسدان و كج انديشان و معترضان خيال راحت نداشته است خواهي نخواهي در يك غزل صرفاً عاشقانه هم نمي تواند به معاندين خود گوشه يي نزند . مفاد بيت پنجم و هفتم و هشتم اين غزل پاسخي است به اعتراضات صوفيان قشري .
اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه غزل حافظ را مردم كوچه و بازار كه قلباً با شيوه و مرام اين شاعر مردمي همراه و موافق بودند دست به دست مي گردانيدند و همين اعتنا و توجه مردم به اشعار حافظ ، تا حد زيادي سبب تحريك رقيبان و معاندين حافظ مي شده است.

سلام . از این غزل یک آواز در سه گاه -اگر اشتباه نکنم با صدای آقای علی رستمیان- هست من هر چقدر گشتم پیدا نکردم . البته این آواز به همراهی نی و سه تار هست