…
دل زارم که غم ز بس دارد:
شادی بیش و کم هوس دارد
خال بر گونه های یار عزیز:
سیه و حالت عدس دارد
از پس و پیش یار شد معلوم
پیش، پس ماندگی ز پس دارد
شده از فرط مو، زهارم چون
سر زمینی که خار و خَس دارد
نتوان گفت گرچه پر کار است:
روده کاری به کارِ کَس دارد
چون کند کار، طرفه العینی:
گرد خود پشه و مگس دارد
دل غمدیده (جلالی) هم:
می تپد تا که او نفس دارد