Menu

بی کاری و بیماری

بی کار و چندیست درگیر دردم
نالانم از درد، گه بیش و گه کَم

 

آتش به جان از بالا و پایین
از درد نالم، از زیر و از بم

 

نتوانم از درد، سازم کمر راست
گر دیده زیر بارش کمر خم

 

درد من این است: این دوری یار
گیرد به دل درد، پیوسته، هر دم

 

ای کاش می بود، دلبر کنارم
می بود از مهر، دمساز و همدم

 

با چشم گویم: رفت آبرویم
اینگونه هر دم گونه مکن نم

 

چون نیست گوشش بر آن بدهکار
منهم (جلالی) در جا دهم لم

 

* غزل فارسی سره

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *