…
عاشق اَر بی در کجا باشد، درایت بایدش
دریهبن نحو سخن گفتن، رعایت بایدش
گر ندارد تجریت در انتخاب راه وصل
از مجرب های آن دوران حمایت بایدش
بود اگر با گفته اندرزگو، بی اعتنا
می شود نادم، از این بابت عنایت بایدش
در تواضع با ادیبان و مراعات ادب:
سعی و کوشش تا به سر حد کفایت بایدش
دوستی، آهنم مداماً از ره صدق و صفا:
در کمال میل با اهل ولایت بایدش
گر سخنگو بود یک روزی میان انجمن:
سر زبان و لب ز خوشگوئی حکایت بایدش
ور نباشد عاشقی این سان (جلالی) لاجَرَم:
با شماتت کردنش بی شک شکایت بایدش