Menu

در خیال ساختار نظم

در سرم اندیشه نظمی پریشان جای داشت
همچو گیسوی پریشی فکر نظم آرای داشت

 

در خیال ساختار نظم، فکر بکر من
راههای جور و واجور و هزاران رای داشت

 

در سر من زیر و رو می شد هزاران فکر بکر
قصد برپا کردن آراء حکمت زای داشت

 

گاه حیران بود و سرگردان به کار خویشتن
دستها را این ندانم کار برهم سای، داشت

 

گاهگاهی هم به سر میزد دو دست خویش را
از تغابن ناله ها از سوز دل بر پای داشت

 

ناله ها میکرد این دل از نبود نظم نیک
در درون سینه و از زیر و بم آوای داشت

 

زین سبب از نامرادی در بیان شعر خویش:
بر زبان خود (جلالی) نظم رنج افزای داشت

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۱/۲۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *