Menu

زائوهای این ماه

در کول یک ضعیفه، میبود یکتا بیجّه
زار و ضعیف و لاغر، این بیجه پتنجه

 

پرهن مادرش بود، جُل کهنه قدیمی
آستین پاره پاره، دومن رنجه رنجه

 

یکتا باریکه تخته میبود توی دسش
بهر چه کار، ندونم عین کلون نتیجه

 

پرسیدَمش که مادر، اسم بچت چه چیزه؟
گفت خجکش مگم ما، اما بود خدیجه

 

چسبیده ور کول من، انکار تو زیج نشسّه
کول و بغل یرا او انگار عین زیجه

 

دارم مرم تماشا، پیش زنا بچه دار
آخر رو میدون شهر از این زنا بسیجه

 

واسیده بود (جلالی) دایم مکرد تماشا
اما چی چیت بگم من، حیرون و گیج و ویجه

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۲/۱۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *