Menu

زمستان رفت

گذشت ماه دی و ابر و بهمن و مه سرد
رسید عاقبت اسفند و برد با خود برد

 

مرا که یکسره بودم ز درد درمانده:
نمود حالت این اعتدال، درمان درد

 

رسید باز به هر گونه، سرخی اینگونه:
پرید از بر و از صورتم پدیده زرد

 

نِگَر به پاسخ شطرنج باز با نَراد
چگونه بست لب باز فرد عامل نرد:

 

شدند در پی تدبیر و راهبرد صحیح:
که بود در سر شطرنج باز، یکسره طَرد

 

هزار شکر بهار آمد و زمستان رفت
فری به جمله دلدادگان ز زوج و ز فرد

 

چه خوش تکاند (جلالی) به یمن فصل بهار:
ز چهره و سو از برد خویش و دامان گرد

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۲/۱۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *