Menu

چه فایده!

دیشب که آسمان خدا پر ستاره بود
از هر ستاره چشمک و بر ما اشاره بود

 

میخواستم که بشمرم آنرا ولی چه سود!
بیرون ز حدّ و مرز عدد در شماره بود

 

از دور بر فراز یکی کوه پر ز برف:
کان محو از سفیدی آن سنگ خاره بود:

 

از ابر همچو وصله به دامان قامتی:
چسبیده چونکه روکش آن پاره پاره بود

 

گاهی ز نور تیر شهاب آسمان تار:
از جانب یَسار و یَمین پُر شراره بود

 

از روی ماه، نور ملایم به هر طرف:
میگشت پخش و پر تو آن یک قواره، بود

 

اما چه سود، یار (جلالی) به خواب ناز
از دسترس به دور و توی گاهواره بود

 

یزد ـ ۱۳۹۸/۱۲/۱۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *