Menu

ناکسان کوردِل

امروزه کس به فرد گرفتار یار نیست
کس را به کار مردم بیکار، کار نیست

 

دلسوزی و معاونت و پرس و جوی حال:
از مردم فلک زده این دیار نیست

 

کار عموم زار بود در جدال و جنگ
هر چند صحنه جایگه کارزار نیست

 

کور است چشم مردم دارای مال و جاه
بر اهل فقر و باز دمی چشم و چار نیست

 

دارندگان بارگه قصر و باغ و راغ:
چشمی به دست قاصر یک کنج غار نیست

 

بی چشم و رو زیاد بود وامصیبتا!
بر چشم کور کوردلان اعتبار نیست

 

نالد ز دست کوردلان روز و شب مدام:
کس چون (جلالی)، آه، در این روزگار نیست

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۱/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *