Menu

سکوتِ محض

دایم اسیر لق لقه های زبان مَشو
خاموش باش و هم سخن این و آن مشو

 

خاموش باش و گوش به حرف کسان سپار
با اعتراض باعث آه و فغان مَشو

 

خوبان اگر کم اند و کنار تو نیستند:
تنها به خانه باش و میان بَدان مَشو

 

هر گاه شد مسیر تو با لوطیان رذل:
پنهان شو و به دیده آنها عیان مَشو

 

با دیده تمسخر اگر بر تو بنگرند:
خونسرد باش و کوره آتشفشان مَشو

 

گویا تر است از سخنانت سکوت محض
عارف بود خموش، ورا خصم جان مَشو

 

گویا، بود سکوت (جلالی) خموش باش:
در بین جمع و مسخره زیرکان مَشو

 

یزد ـ ۱۳۹۹/۱/۲۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *