…
دایم اسیر لق لقه های زبان مَشو
خاموش باش و هم سخن این و آن مشو
خاموش باش و گوش به حرف کسان سپار
با اعتراض باعث آه و فغان مَشو
خوبان اگر کم اند و کنار تو نیستند:
تنها به خانه باش و میان بَدان مَشو
هر گاه شد مسیر تو با لوطیان رذل:
پنهان شو و به دیده آنها عیان مَشو
با دیده تمسخر اگر بر تو بنگرند:
خونسرد باش و کوره آتشفشان مَشو
گویا تر است از سخنانت سکوت محض
عارف بود خموش، ورا خصم جان مَشو
گویا، بود سکوت (جلالی) خموش باش:
در بین جمع و مسخره زیرکان مَشو
یزد ـ ۱۳۹۹/۱/۲۲