Menu

دَمرو خواب!

ای زیرک روحانی و رند دمرو خواب:
محشور تو را نیست در این شهر تب و تاب:

 

تا با تو کند حشر و نشیند به کنارت
تا آورد از راه ادب شیوه آداب

 

تا آورد از روی ور یا یکسره بر لب:
از بهر تو از راه غُلُو جمله القاب

 

ای رند که تصویر خودت را بنمودی:
چون حجه الامسال مسلم شده در قاب

 

محشور تو مانند تو رند است و ریاکار
ریش ار بودش یا نبود، شیخ و یا شاب

 

بسته است ره و سیم سعادت چه توان کرد؟
از فرط شقاوت بگشوده ست بسی باب

 

ما را به کَمَر آب حیات است (جلالی)
ای رند دَمَر خواب بود در دل تو آب

 

یزد ـ ۲۴/۱/۱۳۹۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *