Menu

اَبرو گشاده باش

دلبران گر که دمی روی به ما بگشایند:
پای دی از رسن بند و بلا بگشایند

 

ناز آن روی به چادر زده ما گردم اگر:
زیر چادر به در آورده به ما بگشایند

 

با سلام من دلداده، به پاسخ لب را:
به ادب، نی ز سر ناز و ادا بگشایند

 

گره مقنعه بر گرد سر ار تنگ بُوَد:
با سر انگشت گره را ز وفا بگشایند

 

من نخواهم که به دیدار من این کار کنند:
خواهم از لطف خود از روی رضا بگشایند

 

خیل ابروی گشادان همه جا محبوبند
سوی خود دیده و چشم همه را بگشایند

 

گره از بین دو ابروی (جلالی) واکُن
تا خلایق به سوی کوی تو پا بگشایند

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *