…
بر سر محافظ حملات هواست چتر
گهگاه نیز یار و مددکار پاست چتر
باز است هر زمان که دلت خواست روی سر
گر بسته بود بهر دو پایت عصاست چتر
مانند سقف گرد بود گر که باز بود
عین ستون دراز بود گر که تاست چتر
بی جاست گر که بیهده گیری به دست خویش
هنگام ابر و بارش باران به جاست چتر
این ترک ترک چتر چه خوش جلوه میکند
گر بنگری هر آینه شادی فزاست چتر
فصل بهار گوشه ای از باغ و چتر گل
جائی ست روی باز و دل از ما نخواست چتر
اما کنار زلف دلارای دلبران:
جایِ (جلالی) است که الحق به پاست چتر
یزد ـ ۱۳۹۹/۲/۴