Menu

فدایِ تواَم

من که ای ماهرو فِدایِ تواَم:
آرزومند خاک پای تواَم

 

دیده هایم بُوَد به رویت باز
ناظر موی مُشکسای تواَم

 

زنده ام گر برایِ دیدنِ تُست
کُشته و مُردَه ادایِ تواَم

 

نازنینا، تو از برایِ مَنی
مَنهَم اَر زنده اَم برای تواَم

 

میرَم از غُصّه هر زمان ناچار:
نیستم نزدت و جُدایِ تواَم

 

دور باشی گر از من ای مَهرو:
فکر نزدیکی و لِقایِ تواَم

 

فکر و ذکرم بُوَد به خاطر تو
یاد آن چشم سرمه سایِ تواَم

 

ای (جلالی) تو هم بدان که مُدام:
دَر پی رونق و جلایِ تواَم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *