…
ما از رفیق پیش که یادی نکرده کِه:
وَز بهر ما، چو کار زیادی نکرده کِه:
از یاد می بریم و ز خاطر ورا که او:
هَم، برده از خیالش و شادی نکرده کِه
کوشش نمی کنیم به تجدید ارتباط:
مانند او، چو سعی و جهادی نکرده کِه
لَب بسته ایم و قَهر و خَموشیم و بی صدا
او نیز هیچ قالی و دادی نکرده کِه
نیکی نمی کنیم دگر، چون که دیده ایم:
بد کرده است و رفع فسادی نکردَه که
در فکر زاد و توش نباشیم و جمع مال
چون او، که فکر توشی و زادی نکرده که
جای رفیق پیش (جلالی) به دوزخ است:
زیرا که فِکرِ روز معادی نکرده کِه