…
زیر و بَم، آوازه خوانی ها که (مَهوَش) میکند
پیروی از نحوه آواز (دِلکَش) میکند
هوشش از سر می پرد از صوت آواز آنچنان:
گوشی ار بشنید و درجا، مُستمع غَش میکند
گرم سازد جمع را، آوازش از فرطِ نشاط:
آب و باد و خاک هر یک کار آتش میکند
سرعت بانگ بلند و گرم و گیرایش به گوش:
کارِ پیمان کَمان گیری آرش میکند
دائماً، گوش (جلالی) باز باشد بهر آن
غَش برای صوتِ (مَهوش) بس بود خوش میکند