…
وَعده دیدارم از آن یار دیر انجام بود
ز آن شرابِ انتظارم دائماً در جام بود
موعد دیدار اگر نزدیک بود و زودتر:
باعث رفع ملال و اندُه و آلام بود
کاشکی صاحبدلی از روی احسان و کَرَم:
از من او را حامل ارسال این پیغام بود
گر چنین می بود، این توفیق و این لطف نگار:
در حق یک عاشق صادق به وَجهِ تامّ بود
وَه! چه گویم من که اندر راهِ آن یار عزیز:
چاله و چاه زیاد و پهن تورِ دام بود
برطرف می شد اگر این چاله ها و چاهها:
در دهان ما را زبان، در سینه دل آرام بود
بر نیامد کام دل هرگز (جلالی) را چه سود!
چون که از دیدار آن دلدارِ خود ناکام بود