Menu

شاعِرِ بی نظیر

به هفت قرن گذشتِ زمان نیامده است
نظیر سعدی شیرین بیان نیامده است

 

نَظَر نِمای به تاریخ و بین در آن دگری:
به هَمطَرازی سَعدی نشان نیامده است

 

به شهر شُهرهِ شیراز، کَس نَمیداند:
شبیه او زِ چه در این مَکان نیامَده است

 

چو شیوه سُخَنَش شاعِری به شعر کَشید:
چرا از او سُخنی بَر زبان نیامَده است؟

 

بِدان که بَر لَب این بی هنر اگر نَظمی:
بیامَدست به جُز بَهرِ نان نیامَده است

 

به گوش خویش (جلالی) شنید از این بابَت:
زِ عارفان، که جُز آه و فغان نَیامده است

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *