…
کُنَد زِ راهِ بلاغت اگر کسی ترویج:
کلامِ نَظم خود و در عَمَل نگردد گیج:
بُوَد مُوَفق و مشهورِ خاصّ و عام شود
چو آنکه کردَه به نیکی سُخَن ردیف و بَسیج
سُخَن شناس شِناسَد کلامِ نیکو را:
نَه فرد روده فراخی که خورده است هویج
شنیدن سخن از شاعران خِبرَه خوشَست
نه از کسی که به هَذیان نشسته است به زیج
مثال خواهی اگر بشنو از (جلالی) حال
به نام (نیما) با کُنیَه و لَقَب (یوشیج)
زیج: جدولی برای تعیین احوالات و حرکات ستارگان/دهخدا