Menu

زیرِ پایِ تو

اِی به فِدایِ قَد و بالایِ تو:
نیست کَسی هَم قَد و هَمنای تو

 

کَس نتوانَد که بگیَرد دِگَر:
ای مَهِ مَن، در دلِ من جایِ تو

 

نیست کَسی در چَمَن و باغِ حُسن:
جِلوه گری حال، چو حالایِ تو

 

باز بُوَد گوش که تا بِشنَود:
ز آن لَب و از آن دَهَن آوایِ تو

 

نِی زَنِ مُطرِب نتوانَد دَهَد:
پاسُخِ آهنگِ خوش از نایِ تو

 

هیچ اَدیبی نتوانَد زَنَد:
حَرف چو گُفتارِ دل آرایِ تو

 

لیک (جلالی) به اَدَب سَر نِهَد:
رویِ زَمین زیرِ دو تا پایِ تو

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *