Menu

با لَحنِ ملایم

زِ لحنِ تُند سخن گفتمَت در آزارم
مَکُن کِساد زِ دیدار تلخ بازارَم

 

مَنَت به میل مداماً مُطیع و مُنقادم
به ناسِزا، به خدا، اینچنین میازارَم

 

مَرا به نور جَمال و وِصال روشن کُن
که در غیابِ تو چون شام تیره و تارَم

 

ز بَسکه یکّه و تنها شُدَم دِلَم تنگ است
به دیدَنَت کُنَم ار التماس ناچارَم

 

به جُز تو، ای گُلِ گلزارِ زندگانی مَن:
زِ هر چه رُستَه زِ خار و خَس است بیزارَم

 

زِ خویش دور مَگَردان مرا که در گردش:
به میل دور سَرَت هَمچو شاخِ پرگارَم

 

(جلالی) از تو تمنّا کُند که از سَرِ لُطف
بِخوان به لحنِ ملایم کلام و آثارَم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *